زد یک گاوصندوقزن آمریکایی است که برای دیدن دوست قدیمیاش اریک به پاریس سفر میکند. اریک و باندش برنامهریزی کردهاند تا به تنها بانکی در شهر که در روز باستیل باز است دستبرد بزنند. زد پس از پیوستن به گروه، خیلی زود خود را در موقعیتی خارج از کنترل میبیند؛ جایی که مصرف هروئین، برنامهریزی ضعیف و یک دختر تلفنی به نام زویی دست به دست هم میدهند تا سرقت را به یک محاصره بسیار خونین تبدیل کنند.