یک مهاجر غیرقانونی در یکی از توالتهای هتل محل کارش در غرب لندن، جایی که همراه با دیگر مهاجران غیرقانونی کار میکند، یک قلب انسان پیدا میکند.
در طول یک تابستان طولانی و گرم در شهرک تیمزمید در جنوب شرقی لندن، سه نوجوان در آستانه ورود به دوران بزرگسالی قرار میگیرند.
یک مهاجر گویانی بیگناه و سادهلوح با سبک زندگی پر از فریب و کلک در محله فقیرنشین بریکستون مواجه میشود.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.