پولت، دختر بچه پاریسی که پس از حمله هوایی نازیها یتیم شده است، با میشل، پسر نوجوان روستایی آشنا میشود و این دو به سرعت به هم نزدیک میشوند. آنها با هم تلاش میکنند تا دنیای آشفته و در حال فروپاشی اطراف خود را درک کنند و با ساختن یک قبرستان برای سگ خانگی مرده پولت، با مفهوم مرگ کنار بیایند. با این حال، در نهایت اقامت پولت در کنار خانواده میشل با واقعیتهای تلخ دوران جنگ به خطر میافتد.