کارول، دختر جوان و زیبای مانیکوریست، از مرد هراسی (ترس بیمارگونه از تعامل با مردان) رنج میبرد. وقتی خواهر و همخانهاش، هلن، آپارتمانشان در لندن را ترک میکند تا با دوستپسر متاهلش به تعطیلات در ایتالیا برود، کارول خود را در آپارتمان حبس میکند. او شروع به تجربه توهمات وحشتناک میکند و ترس او رفتهرفته به جنون تبدیل میشود.