جان برنارد بوکس، آخرین هفتتیرکش افسانهای که به یک بیماری لاعلاج مبتلا شده است، در سکوت به کارسون سیتی بازمیگردد تا تحت مراقبتهای پزشکی دوست قدیمیاش، دکتر هاستتلر قرار گیرد. این مرد پریشانحال که میداند روزهای عمرش به شماره افتاده، در مسافرخانهای که توسط یک زن بیوه و پسرش اداره میشود، به دنبال آرامش و تسکین میگردد. با این حال، سرنوشت بوکس این نیست که در آرامش بمیرد، چرا که او درگیر یک نبرد دلاورانه نهایی میشود.