کاترینا و دوستانش که در یک خوابگاه کارگری با هم زندگی میکنند، مصمم هستند در مسکو به موفقیت برسند. اما وقتی یک فیلمبردار بینزاکت به او تعرض میکند، کاترینا خود را باردار و تنها میبیند، در حالی که دوستانش مسیر زندگی خود را پیش میگیرند. بیست سال بعد، کاترینا مدیر یک کارخانه بزرگ شده و از نظر شغلی از هماتاقیهای قدیمیاش پیشی گرفته است، اما همچنان به جز دخترش تنهاست. وقتی او با یک مکانیک مهربان آشنا میشود، عشق دوباره ممکن به نظر میرسد.