در دوران باستان، مردی به نام کلوز که در روستای کوچک خود اسباببازی توزیع میکند، پس از ملاقات با یک الف ماهر در ساخت اسباببازی به نام پچ در قطب شمال، به سرنوشت خود یعنی تبدیل شدن به بابانوئل جامه عمل میپوشاند. در زمان حال، بابانوئل از حجم زیاد کار کلافه شده و پچ ناراضی، کارگاه را به مقصد شهر نیویورک ترک میکند. در آنجا، پچ بدون اینکه بداند، با گرفتن شغلی در یک شرکت اسباببازیسازی در حال ورشکستگی که توسط یک تاجر حیلهگر اداره میشود، سرنوشت کریسمس را به خطر میاندازد.