پس از مرگ شوهر، مادری فرزندانش را به عمارت بزرگ و مخروبه پدربزرگ و مادربزرگشان میبرد تا با آنها زندگی کنند. با این حال، بچهها در اتاقی درست زیر شیروانی پنهان نگه داشته میشوند و فقط مادرشان به آنها سر میزند؛ مادری که رفتهرفته توجهش به بچهها و وضعیت رو به وخامت سلامتی آنها کمتر شده و بیشتر به فکر خودش و ارثیهای است که میخواهد از پدر در حال مرگش پس بگیرد.