موریل هسلوپ که از نظر اجتماعی فردی دستوپاچلفتی است، چیزی جز ازدواج کردن نمیخواهد. متأسفانه به دلیل رفتارهای پدر سیاستمدار و سلطهجویش، موریل حتی یک بار هم قرار عاشقانه نداشته است. موریل که از سوی دوستان اجتماعیترش طرد شده، با یکی دیگر از طردشدگان به نام راندا اپینستال برخورد میکند و این دو از شهر کوچک استرالیایی خود به شهر بزرگ سیدنی نقل مکان میکنند؛ جایی که موریل نام خود را تغییر میدهد و کار سخت بازسازی زندگیاش را برای رسیدن به رویاهایش آغاز میکند.