بیب خوک کوچکی است که جایگاه خود را در دنیا به درستی نمیداند. بیب با داشتن گروهی از دوستان عجیب و غریب، مانند فردیناند اردکی که فکر میکند خروس است و فلای سگی که او را مادر صدا میزند، متوجه میشود که استعداد تبدیل شدن به بزرگترین خوک چوپان تمام دوران را دارد و کشاورز هاگت نیز این را میداند. بیب با کمک سگهای گله یاد میگیرد که یک خوک میتواند هر چیزی که میخواهد باشد.