در سیدنی، میدوری که به تازگی ازدواج کرده، همراه با همسرش یوکیو در ماه عسل است. او علاقهای به همسرش ندارد و برای فرار از این ازدواج، نقشه ربوده شدن خودش را میکشد. قرار بود معشوقش به ملاقات او بیاید، اما پیدایش نمیشود. او برای گرفتن پول نقد به بانک میرود، اما در جریان یک سرقت مسلحانه به گروگان گرفته میشود، تا اینکه راننده فراری گروه، کالین، او را از دست همدستانش نجات میدهد. آنها با هم به جاده میزنند، در حالی که پلیس، همسر میدوری و سارقان در تعقیب آنها هستند.