لودویک منتظر یک معجزه است. او با اطمینان یک کودک شش ساله باور دارد که قرار بوده یک دختر بچه باشد و این اشتباه به زودی اصلاح خواهد شد. اما لودو به جای معجزه، تنها با طرد شدن، انزوا و احساس گناه روبهرو میشود؛ چرا که واکنشهای شدید خانواده، دوستان و همسایگان، تمام تورها و زیورآلات معصومانه او را از وی میگیرد.