ویل پلانکت و کاپیتان جیمز مکلین، دو مرد از دو طبقه اجتماعی کاملاً متفاوت در انگلستان قرن هجدهم، به یک توافق شرافتمندانه میرسند: آنها تصمیم میگیرند اموال اشرافزادگان را سرقت کنند. با مهارتهای تبهکاری پلانکت و ارتباطات اجتماعی مکلین، آنها با هم متحد شده و به زودی به عنوان «راهزنان نجیبزاده» شناخته میشوند. اما وقتی یک روز این دو نجیبزاده کالسکه قاضیالقضات لرد گیبسون را متوقف میکنند، مکلین در همان نگاه اول عاشق خواهرزاده زیبا و باهوش او، لیدی ربکا گیبسون میشود. متاسفانه، رئیس کلانترها، چنس، که او نیز به ربکا علاقه دارد، هر لحظه به دستگیری هر دوی آنها نزدیکتر میشود.