بر اساس کتابهای محبوب، این داستان درباره تونی است که میخواهد دوستی داشته باشد تا کمی ماجراجویی به زندگیاش اضافه کند. چیزی که او پیدا میکند رادولف است، یک بچه خونآشام با اشتهای خوب. این دو در نهایت جداییناپذیر میشوند، اما سرگرمی آنها زمانی کوتاه میشود که تمام امیدهای نسل خونآشامها ممکن است در یک شب برای همیشه از بین برود. با دسترسی تونی به دنیای روز، او به آنها کمک میکند تا آنچه را که همیشه میخواستند پیدا کنند.