یک تاجر ثروتمند و سالخورده که تصور میشود در حال مرگ است، تصمیم میگیرد به هشت غریبه که به صورت تصادفی از دفترچه تلفن انتخاب شدهاند، هر کدام یک میلیون دلار هدیه بدهد.
صفحه 2790
یک تاجر ثروتمند و سالخورده که تصور میشود در حال مرگ است، تصمیم میگیرد به هشت غریبه که به صورت تصادفی از دفترچه تلفن انتخاب شدهاند، هر کدام یک میلیون دلار هدیه بدهد.
وقتی یک ملوان جوان در دریاهای جنوب به آب میافتد، دختر زیبای یک پادشاه پلینزیایی به آب پریده و جان او را نجات میدهد. بدین ترتیب رابطه عاشقانه جانی و لوانا آغاز میشود. اگرچه لوانا به مرد دیگری وعده داده شده است، جانی او را با خود میبرد و برای مدتی کوتاه، ای…
تام کالیر رابطه بسیار خوبی با دیزی داشته است، اما وقتی تصمیم به ازدواج میگیرد، به جای دیزی از سسیلیا خواستگاری میکند. پس از ازدواج، تام از فضای اجتماعی و تعهدات زندگیاش خسته میشود. او کتابهایی منتشر میکند که فقط فروش داشته باشند، نه کتابهایی که خودش دوس…
به دلیل احتمال شیوع بیماری وبا در کشتی، مسافران مجبور میشوند در پاگو پاگو پیاده شوند؛ روستایی کوچک در جزیرهای در اقیانوس آرام که در آن بیوقفه باران میبارد. در میان مسافران سرگردان، سدی تامپسون که یک روسپی است و آلفرد دیویدسون، یک مبلغ مذهبی متعصب که سعی در…
یک کاهن مصر باستان به نام ایمهوتپ، زمانی که یک گروه باستانشناسی بریتانیایی مومیایی او را پیدا میکنند و یکی از محققان به طور تصادفی یک طلسم باستانی حیاتبخش را میخواند، زنده میشود. ایمهوتپ از محل حفاری فرار کرده و به دنبال تناسخ روح معشوقه خود میگردد.
یک خیاط پاریسی برای وصول صورتحساب به یک قلعه میرود، اما در آنجا عاشق پرنسس جوان و مغروری میشود که در آنجا زندگی میکند.
داستان «کوله وامپه» در برلین اوایل دهه ۱۹۳۰ اتفاق میافتد. فیلم با مونتاژی از تیتر روزنامهها آغاز میشود که آمار بیکاری را در حال افزایش نشان میدهند. در ادامه صحنههایی از مرد جوانی که به دنبال کار در شهر میگردد و خانوادهای که درباره اجارهبهای پرداختنشده…
ماروین، پسر یک کشاورز سهمبگیر، تلاش میکند تا به جامعه خود برای غلبه بر فقر و جهل کمک کند.
تام کانرز، تبهکار گستاخ، با اعتمادبهنفسی کاذب و بیاحترامی به مقامات وارد زندان سینگ سینگ میشود، اما رئیس زندان که فردی سختگیر اما دلسوز است، باعث تغییر او میشود.
یک خبرنگار خوشسروزبان با زن جوانی و همراه مردش که به جرم تیراندازی به یک پلیس تحت تعقیب هستند، دوست میشود.
در اتاق یک شاعر، مجسمهای بدون دست ناگهان جان میگیرد. مجسمه از شاعر دعوت میکند تا از میان آینه عبور کرده و دنیای دیگری را کشف کند. مکانها و شخصیتهای عجیبی به او معرفی میشوند. شاعر خود را از این جذابیتهای پیچیده رها میکند و با دشواری به اتاقش بازمیگردد.
اگرچه ویویان رییر به ظاهر موفقترین فرد در میان سه همکلاسی قدیمی است که دوباره به هم پیوستهاند، اما با غرق شدن در زندگی آمیخته به فساد و مواد مخدر، همه چیز را از دست میدهد.
از آنجایی که خونتا تنها زنی است که میتواند از یک کوه خطرناک بالا برود، روستاییان او را جادوگر میپندارند.
آنها که در یک شب زمستانی توسط همسرانشان از خانه بیرون انداخته شدهاند، تلاش میکنند سگ کوچک خود را مخفیانه به آپارتمانی ببرند که ورود سگ به آن ممنوع است.
استنلی و اولیور که توسط قاضی بومونت عصبانی از شهر اخراج شدهاند، با یک مست خوشمشرب آشنا میشوند که آنها را به عمارت مجلل خود دعوت میکند. مرد مست نمیتواند کلیدش را پیدا کند، اما پسرها راهی برای ورود پیدا میکنند و باعث غش کردن زن غافلگیرشده داخل خانه میشون…
اگرچه استن و اولی ماهیفروشان موفقی هستند، اما استن اولی را متقاعد میکند که باید خودشان هم ماهیگیر شوند؛ ولی آماده کردن یک قایق برای سفر دریایی کار آسانی نیست.
یک سرباز جوان فرانسوی در جنگ جهانی اول، وقتی سربازی آلمانی را میکشد که مانند خودش یک سرباز وظیفه بااستعداد در موسیقی بوده و هر دو در یک کنسرواتوار موسیقی در فرانسه تحصیل کرده بودند، دچار عذاب وجدان شدیدی میشود. این واقعیت که این اتفاق در زمان جنگ رخ داده، از…
«بارتوش نشان داد که انیمیشن میتواند شاعرانه باشد... این بارتوش بود که برای نخستین بار جرئت کرد به انیمیشن ابعاد یک هنر والا را ببخشد و به آن اعتماد کرد تا صدای دردش باشد، قلبش را عریان کند و از امیدش به آیندهای بهتر بگوید؛ آیندهای که خودش هرگز آن را ندید.»؛…
مدت کوتاهی پس از عزیمت ماریوس، فانی متوجه میشود که از او باردار است؛ موضوعی که باعث ناامیدی مادرش و سزار، پدر ماریوس، میشود. او برای تضمین زندگی بهتر برای فرزند متولدنشدهاش، پیشنهاد ازدواج اونوره پانیس، پیرمردی بیوه را میپذیرد.
در منطقهای دورافتاده در ولز، پنج مسافر که گرفتار طوفانی بیامان شدهاند، در یک عمارت قدیمی پناه میگیرند.
گروهی از خلبانان پست هوایی جان خود را به خطر میاندازند تا نامههای مهم را در شرایط آبوهوایی نامساعد به مقصد برسانند.
پولوکای، کشتیگیر بااستعداد آلمانی، عاشق لورا میشود که یک زندانی سابق است. لورا او را متقاعد میکند که به آمریکا مهاجرت کند و او را با دلالان و مروجان فاسد درگیر میکند.
گار اِوانز یک کلاهبردار است که خود را مالک «شرکت لاستیک مصنوعی گلدن گیت» جا میزند و به دنبال جذب سرمایهگذار است. پیدا کردن سرمایهگذار کار نسبتاً آسانی است، اما زمانی اوضاع سخت میشود که آنها میخواهند مخترع این لاستیک مصنوعی را از نزدیک ملاقات کنند.
سیزده زن که همکلاسی قدیمی بودهاند، از یک مرتاض میخواهند تا طالع آنها را پیشبینی کند. اخباری که دریافت میکنند برای هیچکدامشان خوشایند نیست.
67,642 عنوان، صفحه 2790 از 2819
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.