دو موسیقیدان تحصیلکرده و دوست دوران کودکی، که یکی نوازنده موفق ویولنسل در پراگ است و دیگری نوازنده ویولنی که با نواختن در مراسمهای ترحیم شهرستانی امرار معاش میکند، در آستانه یک کنسرت سمفونیک در شهری کوچک دوباره به هم میپیوندند.
صفحه 28
دو موسیقیدان تحصیلکرده و دوست دوران کودکی، که یکی نوازنده موفق ویولنسل در پراگ است و دیگری نوازنده ویولنی که با نواختن در مراسمهای ترحیم شهرستانی امرار معاش میکند، در آستانه یک کنسرت سمفونیک در شهری کوچک دوباره به هم میپیوندند.
زندگی خانواده کارلوس آلونسو، نقشهبردار پرمشغله، در طول سالها دستخوش تغییرات زیادی شده است: تولد فرزند شانزدهم، ماریای کوچک، با مرگ مادر همزمان شد و جای خالی او هرگز پر نشد. پدربزرگ نیز فوت کرده است. پدرخوانده قناد ازدواج کرده و بچهها به سرعت در حال رشد هست…
کلی اسپنسر و همسرش اولیویا در شهر کوچکی در اعماق کوهستان زندگی میکنند. وقتی کلی مشغول نوشیدن با دوستانش یا مخالفت با کشیش شهر نیست، در حال ساختن خانهای است که همیشه به اولیویا قولش را داده بود. او وقتی میفهمد پسر بزرگش اولین فرد از خانواده اسپنسر خواهد بود …
درامی درباره زندگی پنج دختر و عروس یک مغازهدار.
هر سال آتشنشانی چینکوتیگ اسبهای وحشی جزیره آساتیگ را جمعآوری میکند و برای کاهش جمعیت گله، یک حراجی برگزار میکند. بچههای جوان تصمیم میگیرند پول کافی جمع کنند به این امید که اسب وحشی معروف به «شبح» در جمعآوری امسال صید شود. آنها به زودی متوجه میشوند که…
یک جنگجو که از شهر به بیرون رانده شده بود بعد از چندین سال بازمیگرد و میبیند که شهر توسط دو گروه اوباش اشغال شده است. حال او تصمیم میگیرد این دو گروه را بر علیه هم بشوراند تا شهر را دوباره آزاد کند…
سانائه پس از مرگ شوهر سرشناسش بیوه میشود، اما عواید یک بیمهنامه یک میلیون ینی را در اختیار دارد. از آنجا که او فرزندی ندارد، خانواده شوهر سابقش هیچ مخالفتی با بازگشت او به نزد خانواده خودش ندارند.
یک خانواده چهار نفره تنها ساکنان جزیرهای کوچک هستند که هر روز برای آبیاری محصولات کشاورزی خود تلاش و مبارزه میکنند.
در مناطق دورافتاده استرالیا، خانواده کارمودی، پدی، آیدا و پسر نوجوانشان شان، گلهدارانی هستند که همیشه در حال حرکتاند. آیدا و شان میخواهند مستقر شوند و مزرعهای بخرند، اما پدی میخواهد به سفر ادامه دهد. مسابقه پشمچینی گوسفندان، تولد یک کودک، نوشخواری، قمار …
توبی تایلر که از دست عموی سختگیرش دانیل عصبانی است، از خانه خوانده خود فرار میکند تا به سیرک بپیوندد، جایی که به زودی با آقای استابز، شامپانزه بازیگوش، دوست میشود. با این حال، وقتی هری تاپر، فروشنده بدجنس شکلات، توبی را متقاعد میکند که عمه اولیو و عمو دانی…
یک نخستوزیر سه کمدین را از پاریس میدزدد تا یک پرنسس اخمو را برای یک عکس سلطنتی به لبخند زدن وادار کند، در حالی که همزمان به طور مخفیانه با اعتصاب غذای یک زندانی دستوپنجه نرم میکند. پادشاه از این نقشه شیطنتآمیز او کاملاً بیخبر است.
وقتی یک شوخطبع عجیب و غریب میمیرد، ثروت خود را بین چهار وارث تقسیم میکند. اما آنها قبل از دریافت پول باید کاری انجام دهند که کاملا با طبیعت و شخصیتشان در تضاد است. لازم به ذکر است که این فیلم برای نخستین بار آدری هپبورن را به دنیای سینما معرفی کرد.
یک خانواده کشاورز احتمالاً در اواخر جنگ داخلی اسپانیا به شهر نقل مکان میکنند. آنها با خواهر زن خانواده همخانه میشوند. در شهر، همه چیز غیرقانونی، غیراخلاقی یا هر دو است.
آناستاسیو در لیسبون زندگی میکند و طرفدار پرشور اسپورتینگ، یکی از تیمهای فوتبال شهر است. وقتی تیم برای بازی با پورتو سفر میکند، او به همراه خانوادهاش به آنجا میرود و در خانه دوستش، آقای باراتا اقامت میکند و وانمود میکند که ثروتمند است.
مرد جوان فقیری سرانجام موفق میشود به رویای خود یعنی شرکت دادن یک اسب در مسابقات اسبدوانی دست یابد، اما زمانی که به موفقیت میرسد، کمکم آنچه را که قبلاً برایش اهمیت داشت از یاد میبرد.
زمانی که یک دستیار دادستان میپذیرد یک زن سارق سابقهدار را با خود به خانه ببرد تا مجبور نباشد کریسمس را به تنهایی در زندان سپری کند، عشقی غیرمنتظره میان آنها شکوفا میشود.
یک قلدر محلی پورکی را متقاعد میکند تا پکی به سیگار برگش بزند. این کار باعث میشود پورکی دچار توهم شود و مردی دودی به نام نیک اوتین را به همراه یک اجرای موزیکال توسط سیگارها، سیگارتها و پیپها شبیه به گروه سه کلهپوک ببیند.
یک گیشای سالخورده که پسر نوجوان و عصبانیاش از شغل او خجالت میکشد، در کنار گیشای جوانی کار میکند که از خانوادهاش به خاطر مجبور کردن او به یک زندگی ننگین و خفتبار کینه به دل دارد.
666 عنوان، صفحه 28 از 28
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.