برادرزادههای دونالد از لباس شیر کوهی استفاده میکنند تا دونالد را بترسانند و فراری دهند تا بتوانند پای را از روی لبه پنجره بردارند. این فریب فاش میشود، اما مدت کوتاهی بعد، یک شیر کوهی واقعی از راه میرسد.
صفحه 8
برادرزادههای دونالد از لباس شیر کوهی استفاده میکنند تا دونالد را بترسانند و فراری دهند تا بتوانند پای را از روی لبه پنجره بردارند. این فریب فاش میشود، اما مدت کوتاهی بعد، یک شیر کوهی واقعی از راه میرسد.
پپه لو پیو به یک مغازه عطرفروشی پاریسی وارد میشود و عطرهای مختلف را بو میکشد. مغازهدار با وحشت فرار میکند و یک گربه ماده را برای بیرون کردن این راسو استخدام میکند. او گربه را به داخل مغازه میاندازد و در این حین، یک بطری رنگ روی گربه میریزد و به طور تصاد…
وقتی دونالد داک یک درخت کریسمس را قطع میکند، سنجابهای کنجکاو، چیپ و دیل، او را تعقیب میکنند و میبینند که درخت را با آجیل و شیرینی تزیین میکند. بنابراین آنها به خانه او نفوذ میکنند و تصمیم میگیرند همه چیز را «درو» کنند و از اسباببازیهای برادرزادههای …
دونالد هنگام خوردن ناهار زیر باران گیر میافتد. او برای نوشیدن یک فنجان قهوه به رستورانی پناه میبرد، اما رستوران «شز پیر» بسیار مجلل و گرانقیمت است. در نهایت، او با صورتحسابی ۳۵.۹۹ دلاری مواجه میشود، در حالی که فقط یک قطره قهوه خورده و تنها یک سکه پنجسنتی…
به دلیلی، دونالد سرپرستی یک نوزاد را به عهده میگیرد. معلوم میشود که او یک اردک نیست، بلکه یک کانگورو است. دونالد جوی کوچک را به خانه میبرد و سعی میکند او را حمام کند، در حالی که خانم مهربان اداره سرپرستی از پشت تلفن به او میگوید چه کار کند. بعد از حمام، ب…
دونالد داک هرگز باور نمیکند، اما او از راه رفتن در خواب رنج میبرد. او در این وضعیت بیخبری مطلق، هر شب به خانه دیزی میرود، گویی زمان قرار عاشقانه آنهاست؛ دیزی با دانستن اینکه نباید یک خوابگرد را بیدار کرد یا با او مخالفت کرد، با او همراهی میکند، اما دنبا…
کوههای پوشیده از برف؛ اما نگران نباشید، پلوتو سگ نجات در حال انجام وظیفه است. البته با توجه به اینکه او به سختی میتواند خودش را نجات دهد، شاید بهتر باشد نگران باشید. یک فوک بازیگوش مدام بشکه نوشیدنی او را میدزدد.
در شبی که دونالد داک قول داده بود دیزی را بیرون ببرد، متوجه میشود که کاملاً بیپول است. او که برای هزینههای شب به پول نیاز دارد، آن را از آخرین جایی که میشناسد برمیدارد: قلک سه برادرزادهاش. پس از گردش شبانه، دیزی از این ولخرجِ «پولدار» تشکر میکند، که این…
دونالد به دیدن دیزی میرود. وقتی نمیتواند پنجرهای را باز کند، از کوره در میرود و عملاً خانه او را ویران میکند. دیزی تا زمانی که دونالد فکری به حال این عصبانیت خود نکند، او را نخواهد پذیرفت. دونالد یک دستگاه پستیِ ترک عصبانیت سفارش میدهد که تضمین میکند اگ…
آژاکس، گوریل قاتل، از باغوحش فرار کرده است. برادرزادههای دونالد لباس گوریل میپوشند، اما طولی نمیکشد که دونالد با گوریل واقعی روبرو میشود و آنها شروع به تعقیب یکدیگر میکنند تا اینکه رادیو دستورالعملهایی را برای رام کردن آژاکس پخش میکند.
دارکوب زبله بیرون آرایشگاه سویل ایستاده و به تبلیغات نگاه میکند. او که دلش یک «اصلاح پیروزی» میخواهد، تصمیم میگیرد وارد مغازه شود اما متوجه میشود که صاحب مغازه برای معاینه پزشکی بیرون رفته است. دارکوب زبله تصمیم میگیرد خودش موهایش را کوتاه کند اما متاسفان…
دارکوب زبله که در حال برنامهریزی برای تعطیلات است، در روزنامه درباره اقامتگاه «سوئیس چارد» میخواند که وعده غذاهای لذیذ فراوانی را داده است (که به قول خودش، غذای موردعلاقهاش است). او راهی این اقامتگاه میشود اما پس از رسیدن، صاحب آنجا یعنی والی والروس به او …
وودی دارکوب از سیرک دیدن میکند. او در حالی که آواز «من به نمایشگاه حیوانات رفتم» را میخواند، از میان قفس یک ببر عبور میکند. وقتی وودی به یک کرگدن نگاه میکند، شیر نزدیکی هاتداگ وودی را میخورد. وودی با قرار دادن دم شیر در نان ساندویچ انتقام میگیرد؛ شیر دم…
روز مسابقه بزرگ بیسبال بین دو تیم «دریپس» و «دروپس» است و دارکوب زبله تلاش میکند بدون خریدن بلیط و مخفیانه وارد ورزشگاه شود. یک مامور پلیس مدام او را به بیرون پرت میکند، اما دارکوب زبله با پوشیدن لباس بیسبال (از جمله کلاه مخصوص بیسبال، چون بازیکنان کلاه معمو…
یک تابلوی جادهای میپرسد: «آیا این سفر واقعاً ضروری است؟» دارکوب زبله پاسخ میدهد: «البته که ضروری است، من یک شر لازم هستم.» مشخص است که رفتارهای میهنپرستانه نقطه قوت دارکوب زبله نیست. وقتی او برای بنزین زدن به پمپ بنزین میرود، حتی نمیداند دفترچه سهمیهبند…
ملوان زبل مینشیند تا یک کارتون بسازد. او نتیجه کار را به اولیو و برادرزادههایش نشان میدهد: سناریویی از یک دوشیزه در بند بلا، با بازی خودش و اولیو، همراه با موسیقی زنده و جلوههای صوتی توسط خود ملوان زبل.
وودی دارکوب یک کارگر اصطبل است. اصطبلها درست در یک فرودگاه واقع شدهاند و صدای غرش هواپیماها در آسمان، اشتیاق او را برای پرواز شعلهور میکند. دارکوب اعلام میکند: «من میخواهم مثل پرندهها پرواز کنم!» اما تنها کاری که گروهبان بولداگ فرودگاه فکر میکند وودی ا…
وودی با خوشحالی و دیوانهبازی در حال رانندگی در خیابان است که ماشینش خراب میشود. او سعی میکند از گرگی که در آن نزدیکی است برای تعمیر آن وام بگیرد. گرگ موافقت میکند که به وودی وام بدهد اما تاکید میکند که اگر ظرف سی روز پول را پس نگیرد، ماشین وودی را تصاحب خ…
گاو نر از میان یک سوراخ کوچک تماشا میکند که ماتادور بزرگ، وودی دارکوب، در حال خودنمایی برای تماشاگران است. گاو که دیگر طاقتش تمام شده، به داخل میدان هجوم میآورد و چنان با شدت به وودی حمله میکند که استادیوم را به ویرانه تبدیل میکند. وودی که مثل همیشه از پس …
میکی میخواهد مقداری از کیکی که مینی تازه پخته را بخورد، بنابراین پیشنهاد میدهد حیاط او را تمیز کند. در حالی که او مشغول کار است، یک گردباد کوچک (کوچکتر از خودش) که ارادهای از خود دارد از راه میرسد و دردسر درست میکند. پس از اینکه میکی بالاخره گردباد کوچک …
وودی وودپکر در حال رانندگی در حومه شهر است و، بگذارید اینطور بگوییم، چندان پایبند به قوانین نیست. او عملاً با درگیر شدن با پلیس راهنمایی و رانندگی که توضیح میدهد به دنبال رانندگان متخلف سرعت غیرمجاز است، برای خود دردسر درست میکند. وودی با رفتن به آلاسکا و ب…
دوستان دارکوب زبله به او هشدار میدهند که موشخرما پیشبینی یک کولاک شدید را کرده است. دارکوب زبله بیخیال و بیتوجه، تصمیم میگیرد با دوستانش به جنوب نرود. طولی نمیکشد که کولاک از راه میرسد و ذخیره غذای این دارکوب حواسپرت را نابود میکند. در حالی که او با …
باگز بانی یک شکارچی سیاهپوست را دست میاندازد و از دست یک خرس فرار میکند. این اثر یکی از کارتونهای گروه «۱۱ سانسور شده» است که در سال ۱۹۶۸ توسط یونایتد آرتیستس به دلیل کلیشههای نژادپرستانه از پخش تلویزیونی منع شد.
گشتی در باشگاه شبانه سیرو که پر از کاریکاتورهای بسیاری از بزرگترین ستارههای هالیوود است.
215 عنوان، صفحه 8 از 9
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.