جی.ال. هیگینز، سرمایهدار بزرگ، تمام خانوادهاش را کنترل میکند، اما یکی از دامادهایش به نام دن بروکس و دخترش آلیس از این وضعیت خسته شدهاند. بروکس شغل خود را به عنوان مدیر کارخانه جعبهسازی جی.ال. رها میکند و زندگیاش را وقف اسب مسابقهای خود، «برادوی بیل»، …