در یک کارناوال به نام «باغ شیطان»، مردی به قتل میرسد؛ ظاهراً توسط یک گوریل... یا کسی که لباس گوریل به تن دارد.
صفحه 4
در یک کارناوال به نام «باغ شیطان»، مردی به قتل میرسد؛ ظاهراً توسط یک گوریل... یا کسی که لباس گوریل به تن دارد.
برادرزادههای دونالد همیشه به جای انجام کارهایشان مشغول بازی هستند. دونالد میخواهد آنها را تنبیه کند، اما «صدای روانشناسی کودک» او را متقاعد میکند که به جای آن با آنها همراهی کند. این روش زمانی که آنها برای سوزاندن او روی چوبه مرگ هیزم خرد میکنند به خوبی…
میکی اسپیلین، نویسنده داستانهای معمایی، تلاش میکند به کلاید بیتی کمک کند تا با توطئهای که برای خرابکاری در سیرک او چیده شده است، مقابله کند.
رئیس یک سیرک فقیر در چکسلواکی تحت حکومت کمونیستی، تصمیم میگیرد تا به همراه تمام گروه هنرمندان و حیوانات وحشی خود، از مرز فرار کرده و به آزادی برسد.
اعضای یک گروه سیرک، لیلی دوریه را که در شهری غریب سرگردان شده است، به سرپرستی میپذیرند. شعبدهبازی که ابتدا به نجات او میآید، درگیر روابط عاشقانه دیگری است و به او به چشم یک دختربچه نگاه میکند. لیلی چارهای ندارد جز اینکه به عروسکها پناه ببرد و دردهای خود …
جیمینی کریکت میزبان دو انیمیشن کوتاه دیزنی است: «بونگو» درباره یک خرس سیرک که به حیات وحش فرار میکند، و «میکی و لوبیای سحرآمیز» که برداشتی از افسانه معروف لوبیای سحرآمیز است.
بیست و سه سال پس از به ثمر رساندن گل پیروزی برای تیم فوتبال دانشگاهش، هارولد دیدلباک آرام و سربهزیر که سالهاست در یک شغل حسابداری کسلکننده و بیسرانجام گیر کرده است، توسط رئیس متکبرش، جی. ای. واگلزبری که غول تبلیغات است، اخراج میشود و چیزی جز یک مستمری نا…
بلوتو مدیر سیرک است و ملوان زبل ستاره اصلی نمایش. بلوتو به اولیو، دستیار ملوان زبل، چشم طمع دارد. ملوان زبل سرش را در دهان شیر میگذارد، اما بلوتو یک تکه استیک روی سر ملوان زبل گذاشته است. وقتی ملوان زبل از آن مخمصه خلاص میشود، نمایش راه رفتن روی طناب در ارتف…
وودی دارکوب از سیرک دیدن میکند. او در حالی که آواز «من به نمایشگاه حیوانات رفتم» را میخواند، از میان قفس یک ببر عبور میکند. وقتی وودی به یک کرگدن نگاه میکند، شیر نزدیکی هاتداگ وودی را میخورد. وودی با قرار دادن دم شیر در نان ساندویچ انتقام میگیرد؛ شیر دم…
باک رند، صاحب سیرک، «بوی» را میدزدد تا در نمایش خود از او استفاده کند. او یک خلبان را مجبور میکند تا او، بوی و مربی حیواناتش را از جنگل به بیرون پرواز دهد. تارزان و جین آنها را تا نیویورک تعقیب میکنند.
فرار یک شیر سیرک باعث ملاقات نیک کاستر، صاحب کارناوال، و مت وارنی میشود؛ مردی از یک شهر کوچک که وقتی موفق به رام کردن گربه بزرگ میشود، ناگهان به یک رامکننده شیر تبدیل میگردد. در حالی که مت با زندگی در کارناوال خو میگیرد، رابطهای عاشقانه را با مری، خواهر …
دکتر برنارد آدریان دانشمند مهربانی است که به دنبال درمان فلج اطفال یک زن جوان است. او برای تکمیل فرمول سرم آزمایشی خود به مایع نخاعی انسان نیاز دارد. در همین حال، یک میمون وحشی سیرک از قفس خود فرار کرده و مردم شهر را به وحشت انداخته است. آیا ممکن است ارتباطی ب…
«جف ویلسون»، صاحب یک سیرک کوچک، ۱۰ هزار دلار به شریکش «کارتر» بدهکار است. قبل از اینکه جف بتواند بدهیاش را بپردازد، همدستان کارتر پول را میدزدند تا او بتواند سیرک را تصاحب کند. «آنتونیو پیرلی» و «پانچی» که در سیرک کار میکنند، به همراه وکیلی به نام «لوپهول»…
فیلدز در نقش «لارسن ای. ویپسنید» ظاهر میشود؛ صاحب یک کارناوال مشکوک که مدام در حال فرار از دست قانون است. ویپسنید در تلاش است تا از مصادره اموالش جلوگیری کند و مشخصاً دستمزد هنرمندانش، از جمله برگن و مککارتی را پرداخت نمیکند؛ کسانی که سعی دارند به هر نحوی ا…
چارلی در حین بازدید از سیرک به همراه خانوادهاش، توسط یکی از مالکان سیرک استخدام میشود تا درباره نامههای تهدیدآمیزی که دریافت کرده است تحقیق کند.
زوزو، بازیگر مشتاق تئاتر، تلاش میکند تا به دوست دوران کودکیاش کمک کند تا بیگناهی خود را پس از متهم شدن به قتل ثابت کند.
یک هنرمند سیرک در دهه ۱۹۲۰ از هر وسیلهای که در اختیار دارد استفاده میکند تا به قیمت نابودی دیگران، به شهرت و ثروت برسد.
نورا موران، زن جوانی با گذشتهای سخت و تراژیک، به جرم قتلی که مرتکب نشده به اعدام محکوم میشود. او به راحتی میتواند حقیقت را فاش کند و جان خود را نجات دهد، اما این کار به زندگی، شغل و شهرت کسانی که دوستشان دارد آسیب خواهد زد.
وقتی پالی فیشر، بندباز سیرک، در حین اجرا آسیب میبیند، او را به خانه یک کشیش محلی به نام جان هارتلی میبرند. در دوران نقاهت، آنها عاشق یکدیگر شده و مخفیانه ازدواج میکنند. اما وقتی حقیقت فاش میشود، اعضای کلیسای جان با حضور یک زن سیرکباز به عنوان همسر کشیش م…
مری رینی جوان، مدیریت سیرک در حال ورشکستگی پدر مرحومش را بر عهده میگیرد. او با کمک اسمایلی جانسون بینظیر، امیدوار است که ثروت را به گروه هنرمندان آس و پاس خود بازگرداند.
یک زن جوان و پرشور پیش از پیوستن به یک کارناوال سیار، خود را بینوا و آواره در خیابانها میبیند؛ جایی که با یک نقاش ولگرد آشنا میشود.
پس از آنکه یک بارون اکتشافات علمی مردی را میدزدد، با همسر او فرار میکند و در ملاء عام به او سیلی میزند، آن مرد به یک نمایش جانبی در سیرکی پاریسی میپیوندد. او در نقش دلقکی ظاهر میشود که کارش سیلی خوردنهای مکرر است و در این میان شیفته یکی از همکاران نمایشگ…
94 عنوان، صفحه 4 از 4
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.