پس از یک حمله قلبی، «ابی پولین» که پزشکی در نیویورک است، به لسآنجلس میرود تا پدرش «ایب» را ببیند؛ کسی که در هالیوود به عنوان «سلطان هنروران» شناخته میشود. رابطه آنها چندین سال است که تیره و تار شده است. «لیزا»، معشوقه ابی، با ایب صمیمی میشود؛ پیرمردی که ب…