"سوباش" مردی ثروتمند و با نفوذ است که به همراه همسرش "پوشپا" و پسرشان "آمریتا" در عمارتی بزرگ در بمبئی زندگی می کنند.پسر دوم آنها "شانکر" که در آمریکا زندگی می کند به همراه زن زیبایی به نام "پوجا" به خانه بازمی گردد و تنش زیادی را ایجاد می کند...
صفحه 47
"سوباش" مردی ثروتمند و با نفوذ است که به همراه همسرش "پوشپا" و پسرشان "آمریتا" در عمارتی بزرگ در بمبئی زندگی می کنند.پسر دوم آنها "شانکر" که در آمریکا زندگی می کند به همراه زن زیبایی به نام "پوجا" به خانه بازمی گردد و تنش زیادی را ایجاد می کند...
آرجون”سلمان خان”یک افسر پلیس صادق و پاک در برابر سیاست و حکومت مافیایی در بمبئی می ایستد و تبدیل به فردی میشود که …
"آنانت شریواستاو" مامور انتقال تروریست معروف "اقبال انصاری" می شود.سازمان تروریستی او مصمم است او را آزاد سازد.این نقشه توسط "یاشوانت آنگر"،قاتلی بی رحم و افسر سابق پلیس رهبری می شود و...
اکنون جنگ با دشمنان پایان یافته و جنرال شانگ از مولان درخواست ازدواج کرده است اما مغول ها همچنان در صدد حمله به چین هستند و نداشتن نیروی نظامی کافی در چین برای مبارزه با مغول ها آن ها را به فکر اتحاد با کشور های همسایه وا داشته است که این اتحاد هزینه هایی برای…
آدیتیا یک افسر ارتش است او یک برادر دارد و در حین انجام ماموریت دچار مشکلات فراوانی می شود که او را مجبور به اجرای ....
"کبیر" گروه ولگرد و غارت گری را که در بمبئی به دزدی می پردازند رهبری میکند ، "جای" مامور ویژه پلیس به همراه همکار خود به مقابله با این خلافکار میپردازند و …
رائول و بوجا زوج سالخورده ای هستند که سالها با عشق زندگی کرده و در زندگی هیچ کم و کاستی برای فرزندانشان انجام نداده اند. به خاطر مشکلات مالی فرزندانشان خود را بازنشسته کرده و فرزندانشان تصمیم میگیرند انها را از هم جدا کرده و باعث رنجشش انها میشوند….
شاهرخ خان که فرزند اصلی خانواده نیست ولی از بچگی با این خانواده بزرگ شده و مورد علاقه پدر و مادرش ( آمیتا باچان و جایا باچان) میباشد بخاطر ازدواج با دختری از رد ه پایینتر با هنرنمایی کاجول که برخلاف میل پدر خانواده میباشد از خانواده طرد میشود و به لندن میرود
سپنا در دوران کودکی پدر و مادر خود را از دست داده و با سه عموی خود زندگی می کند. او به به اروپا فرار کرده و با “راجا” آشنا می شود و ..
کدخدای یک روستا به مظنونی فراری پناه میدهد. رئیس کلانتری که آدمی سنگدل و جاهطلب است، برای دستگیری فرد فراری روستا را به آتش میکشد و اهالی آن را به قتل میرساند اما…
یک مرد جوان هندی بعد از اینکه برادرش توسط تروریست ها کشته می شود، او ترک تحصیل کرده و به نیروهای پلیس می پیوندد تا بتواند انتقام برادرش را از تروریست ها بگیرد...
بیرجو یک جوان است که با مادرش، پدرش و خواهرش زندگی می کند، آنها در یک خانواده ی سطح نسبتا بالا زندگی می کنند، پدرش میخواهد که او با احساس مسئولیت به زندگی خود ادامه دهد و ...
«سیدارت» (امیر خان) یک بوکسر تازه کار است، که گذراندن وقت با دوستانش را به کار کردن ترجیح می دهد. برادر بزرگتر او برای یک تبه کار مشهور کار می کند. سیدارت با دختری بنام «آلیشا» (رانی) آشنا می شود و فیلم در مورد داستان عشق سیدارت و آلیشا، و همینطور اصلاح شدن سی…
داستان فیلم درباره بازرس پلیس وظیفه شناس و وطن پرست “عمر دانجی” ( امیرخان ) میباشد که هدفش نابودی تبهکاران و خلافکاران هست و که در این راه به مشکلات زیادی برخورد میکند…
" آجی" که پسری تنها است. عاشق دختری می شود که پدرش رئیس یک گروه جنایتکار است, او سعی می کند تاسرنوشت خود را تغییر دهد و دراین راه از عشق خود و هدف خود برای صلح استفاده میکند ...
عمن ( سانجی دات ) پسری فقیر، معلول و یتیمی است که از کودکی با آکاش ( سلمان خان ) دوستی صمیمی دارند و به همین دلیل پدر و مادر آکاش عمن را به فرزندی قبول میکنند، پس از گذشت چند سال عمن و آکاش هردو به یک دختر علاقمند میشوند و....
داستان فیلم در مورد «راجا» (امیر خان) پسری می باشد که به همراه خانواده اش زندگی سخت و فقیرانه ای را در هند می گزرانند. راجا به کالج می رود و در آنجا....
زندگی و مرگ «گاندی» (کینگزلی)، وکیل هندی که مبارزات استقلال طلبانه ی مردم کشورش را به پیروزی می رساند …
"شانگر" عرازل اوباشی که در کلبه ای به همراه همسره باردارِ خود "گاندا" زندگی می کند ، روزی او دست به دعای "شیوا" (خدای هندوستان) می شود و یک فرزند صالح طلب می کند که او در ازای این خواسته ، جرم جنایت را ترک می کند ، طولی نمی کشد که "گاندا" دارای یک پسر می شود و…
«آناند» (خانا) که به سرطان مبتلاست، تصميم مي گيرد از باقي مانده ي روزهاي عمرش نهايت لذت را ببرد. «دکتر بهاسکار» (باچان) که درمان و مراقبت از «آناند» را به عهده دارد، کتابي درباره ي او مي نويسد که برنده ي جايزه ي ادبي سال مي شود. مراسم اهداي جايزه آغازگر روايتي…
پس از زندگی در بنارس، "آپو" ده ساله به همراه مادر خود به خانه دایی خود در دهکده ای کوچک بنگالی نقل مکان می کنند. "آپو" به مدرسه رفته و پس از مدتها فارغ التحصیل شده و بورسیه کالجی در کلکته را بدست می آورد. او خانه را ترک می کند اما مادرش با ترک او در هم می شکند…
"رانبیر راج" یتیم که کفشهای مندرس ژاپنی،شلواری انگلیسی،کلاهی روسی و قلبی هندوستانی با خود دارد به بمبئی سفر می کند تا آینده خود را بسازد.او مدال طلای خود را گرو گذاشته و با پول حاصل از آن قمار می کند اما شکست خورده و همه چیزش را از دست می دهد.او در ساحل با "وی…
1,126 عنوان، صفحه 47 از 47
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.